تبليغاتX
به گلستان خوش آ مد ید

 

افسوز که نامه جوانیش طی شد
و آن تازه بهار زندگانی دی شد

آن مرغ طرب که نام آن بود شباب  افسوز ندانم که کی آمد کی شد  

 

گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا

تو غره بدان مشو که می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا

|+| نوشته شده توسط در Mon 3 Dec 2007 ساعت 7:6 PM |