افسوز
که نامه جوانیش طی شد
و آن تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام آن بود شباب افسوز ندانم که کی آمد کی شد
گر می
نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره
بدان مشو که می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
افسوز
که نامه جوانیش طی شد
و آن تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام آن بود شباب افسوز ندانم که کی آمد کی شد
گر می
نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره
بدان مشو که می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
